من نه بلدم جا بزنم و نه درجا بزنم.
اُمید۵۷
برای کسی که رفت زانو نزن ! نماز میت سجده نداره ….
من نه بلدم جا بزنم و نه درجا بزنم.
اُمید۵۷
در جوانی برای ورزیدگی به دیوار مشت میکوفتم؛ نه برای آنکه دیوار را فرو ریزم، بلکه تا خویشتن را پولادین سازم. اکنون که به میانسالی رسیدهام، پیوسته بر دیوارِ ستم و بیداد مشت میکوبم؛ اینبار برای آنکه دیوار را ویران کنم، اما چنین میپندارم که با این کار، دیوار را استوارتر میکنم.
با این همه، همانگونه که در جوانی تا خسته و خونی شدنِ دستهایم به کوفتن ادامه میدادم، اکنون نیز تا فروپاشیِ دیوارِ ستم و بیداد، از مشت کوبیدن باز نخواهم ایستاد.
اُمید۵۷
رهبری که نتواند یک واحد اقتصادی کوچک را مدیریت کند، چگونه مدعی اداره یک کشور است؟ من به عنوان کسی که سی سال در خط مقدم مبارزه بودهام، اعلام میکنم که وکالت یا نمایندگی رضا پهلوی را نمیپذیرم. کسی که از گزینههای نظامی علیه خاک خود دفاع میکند و هوادارانش مخالفان را سرکوب میکنند، تکرار همان استبدادی است که از آن گریزانیم.
اُمید۵۷

میدانی؟ بعضی چیزها را نمیشود به زبان آورد یا روی کاغذ پیاده کرد. باید نشست و از توی چشمهای طرف، حرفش را خواند. حالِ این روزهای من هم همین است؛ پر از نگفتنیهایی که فقط در سکوت معنا پیدا میکنند.
اُمید۵۷
چند روزی است که سنگینیِ غمی بیپایان را بر شانههایم حس میکنم؛ از آن دردهایی که دلت میخواهد در گوشهای خلوت فقط اشک بریزی. تصاویر و ویدیوهایی که از ایران به دستم میرسد، فراتر از توانِ تحمل است و قلب هر انسانی را به درد میآورد.
هنوز فریادهای آن پدر در میان صدها پیکر بیجان، در گوشم زنگ میزند؛ پدری که با ناامیدی به دنبال پاره تنش میگشت و صدا میزد: «سپهر… سپهر پسرم کجایی؟ بابا آمده… کجایی پسرم؟» این صحنهها از پیش چشمانم کنار نمیروند و شبها خواب را از من ربودهاند.
با آماری که از ۳۰ هزار کشته فراتر رفته، ما با یک جنایت آشکار علیه بشریت روبرو هستیم. تنها امیدم این است که این دوران تاریک هرچه زودتر به پایان برسد و عدالت برقرار شود.
اُمید۵۷
هدف ما ایجاد امید در دل کسانی است که امید خود را به آیندهای بهتر از دست دادهاند.
تلاش میکنیم تا یادمان نرود که ما در مرحله اول انسان هستیم و انسان بودن، وجه مشترک همه ما است.
آزادی انتخاب و بیان، حق هر انسان است و ما زمانی میتوانیم حقمان را بگیریم که با هم باشیم.
ما پیروزیم اگر با هم باشیم، چون حق با ما است.
اگر ترس معنی داشته باشه , از من است نه در من.